<$آوایدل$>
آوای دل


کلیه حقوق این صفحه متعلق به نویسنده وبلاگ است. استفاده از مطالب این وبلاگ در سایر سایت ها تنها در صورت لینک دادن مجاز است. چاپ و نشر مطالب این وبلاگ تنها با اجازه رسمی نویسنده مجاز می باشد


Monday, June 20, 2005

.

روز پدر در ژاپن

سومین یکشنبه ماه ژوئن روز پدر محسوب می شه و پدرها گل (معمولا رز) و هدیه و کارت تبریک به رسم تشکر از زحماتشون هدیه می گیرن. رز قرمز یا زرد هدیه ای است برای پدرانی که در قید حیات هستند و رز سفید در صورتی که پدری فوت کرده باشه.
در این روز کلماتی مثل" پدر از تو متشکریم" و یا "پدر دوستت داریم" زیاد بکار برده می شه و این طوری نسبت به محبت ها و توجهات پدران ابراز علاقه می شه. مثل روز مادر، در این روز هم معمولا پدرها مهمون خانواده برای صرف ناهار به رستوران دعوت می شن.
هدیه هایی که بیشتر در این روز به پدرها داده می شه عبارتند از کتاب، کیف، کراوات، کمربند، پیراهن مردانه، لوازم ماهیگیری و .... برخی معتقدند که این هدیه ها مثل جمله کنار نقاشی بالا (پدر تلاش کن!) حاوی پیامی است که می گه"پدر بیشتر تلاش و کار کن (= تا پول بیشتر در بیاری!!)" و این در مقایسه با هدایایی که فرزندان به پدرانشون در آمریکا می دن (مثل کیف کوله پشتی، تقویم همراه با عکس های خانوادگی، تی شرتهایی که بچه ها خودشون رنگ کردن) از نظر بار معنایی تفاوت داره.



* البته این موضوع رو باید بگم جمله ای که به ژاپنی کنار عکس بالا با خط بچگانه نوشته شده ، عبارتی است که معمولا در ژاپن و در هر موقعیتی زیاد بکار برده می شه بخصوص برای تشویق کسی برای تلاش بیشتر و دلسرد نشدن از این تلاش. به فارسی می شه گفت لطفا تلاش و سعیت رو بکن. و این جمله نه تنها بار معنایی منفی رو القا نمی کنه بلکه باعث دلگرمی فرد مخاطب هم می شه.



........................................................................................

Friday, June 17, 2005

تبلیغات انتخاباتی ما و تبلیغات انتخاباتی بعضی ها!

خوب به سلامتی امروز هم انتخابات ریاست جمهوری برگزار می شه و اون شور و هیاهوی قبل از انتخابات و برنامه های تبلیغاتی هم تموم می شه. به عقیده من نظر هرکسی محترمه چه اونی که ترجیح می ده رای نده و چه اونی که ترجیح می ده رای بده، یا اینکه کاندیدای مورد نظرش چه کسی هستش.
یادمه چند وقت پیش راجع به برنامه های انتخاباتی در ژاپن نوشته بودم. با توجه به اینکه مناسب شرایط فعلی هستش دیدم بد نیست یکبار دیگه نوشته رو تکرار کنم بخصوص برای کسانی که قبلا اونو نخوندن. اگر مطلب براتون تکراریه پیشاپیش عذر می خوام.

حالا بذارین یه کم از تبلغات انتخاباتی در ژاپن براتون بگم:
در ژاپن برخلاف ایران شما موقع انتخابات پوستری روی دیوار نمی بینین. هر کاندیدا یه مرکز تبلیغات داره که برنامه های مختلف تبلیغاتیش و سخنرانی هاش در آنجا برنامه ریزی می شه. هر نامزد انتخابات عضویت خودش رو در یکی از احزاب سیاسی اعلام می کنه و در صورتی که عضو هیچ حزب و گروهی نباشه، جزو مستقلین محسوب می شه. به این ترتیب احزاب سیاسی هستن که نقش عمده ای برای تبلیغات کاندیدای مورد نظرشون انجام می دن. در جاهای مخصوصی در کل شهرها هم از طرف شهرداری (فکر کنم) تابلوهای چوبی نصب می شه که به کادرهای مساوی تقسیم شده و هر کادر مخصوص یک کاندیدا است که عکس و پوستر تبلیغاتی خودش رو اونجا بچسبونه. به این ترتیب چهره شهر اصلا کثیف نمی شه و مردم هم راحتتر با چهره کاندیدا ها آشنا می شن و لازم نیست عکس اونها رو در زیر و لابلای عکسهای دیگه روی دیوار ببینن.درسته که شهر کثیف و زشت نمی شه ولی تا دلتون بخواد آلودگی صوتی ایجاد می کنن. چطوری؟ اینطوری که در میدان های مختلف شهر می تونین صدای یکی رو بشنوین که داره پشت بلندگو داد و فریاد می کنه و شعارهای انتخاباتی و برنامه های آینده اش رو برای مردم توضیح می ده. مردم هم اگه علاقه به شنیدن صحبتهایش داشته باشند می ایستند و گوش می دن یا راهشون رو می گیرن و می رن. یه آلودگی صوتی دیگه هم ایجاد می کنن که این یکی واقعا خواب و زندگی رو ممکنه به شما حروم کنه (گفتم ممکنه، چون بستگی به محل کار یا زندگی شما داره) و اون هم اینه که نامزدهای انتخاباتی و اطرافیانشون هرکدوم سوار ماشین های استیشن مانند می شن و از صبح تا شب دور شهر راه می افتن و همه بزرگ راهها و خیابونها حتی کوچه پس کوچه ها رو طی می کنن. این در حالی است که یه تابلو بزرگ رو سقف ماشین نصب شده و اسم اون فرد روش نوشته شده، بلندگویی هم قرار داده شده که مدام یکی از کسانی که توی ماشین نشستن با صدای بلند توش فریاد می زنن و اسم کاندیدای مورد نظر رو می گن و از مردم تقاضا می کنن که به اون رای بدن! (عین سبزی فروشهای دوره گرد!!!!!) راستی این رو هم بگم که اونهایی که تو ماشین نشستن همشون دستکش های سفید دستشونه و از تو ماشین برای مردم دست تکون می دن و بای بای می کنن. حالا چرا دستکش سفید؟ چون نماد اینه که دستهاشون پاکه و روراست و بی شیله پیله برنامه هاشون رو اجرا می کنن. به عبارت دیگه اینکه راست حسینی اومدن جلو و ادامه می دن و حلال وحروم سرشون می شه!بعد از انتخابات هم، البته انتخابات مهم مثل نمایندگان مجلس، چند شبکه از تلوزیون برنامه های عادیشون رو در اون روز قطع می کنن و بجاش یه میز گرد سیاسی راه می اندازن و نتیجه شمارش آرا رو همونطور که به تدریج معلوم می شه بطور پخش زنده اعلام می کنن و روی نتایج بحث و بررسی می کنن. کلا تو ژاپن فرد نماینده خیلی مهم نیست بلکه حزب و گروه مهمه و اینکه کدوم حزب بیشترین رای رو آورده و قدرت بیشتری می تونه اعمال کنه.

راستی این رو هم بگم تا اونجایی که من می دونم نخست وزیر در ژاپن برخلاف ریاست جمهوری در ایران با رای مردم انتخاب نمی شه! بلکه نمایندگان مجلس و احزاب سیاسی کاندیدای مورد نظرشون رو انتخاب می کنن!



........................................................................................

Sunday, June 12, 2005

زنان قربانی پس از فاجعه تسونامی
دختران جوانی که به اجبار جایگزین همسران از دست رفته می شوند!


منبع: روزنامه دیلی یومیوری (یکشنبه 12 جون 2005)
گزارش کاترین فیلپ از تارانگاپادی، جنوب هند

ناگارانی هیچ گاه تصور نمی کرد که در 16 سالگی ازدواج کند. این تصور او به قبل از 26 دسامبر برمی گردد. تسونامی کل زندگی آنها را ویران کرد و باعث شد که از آن پس او و مادر و خواهرش در کمپ های مخصوص روستاییان بی خانمان و مردم تسونامی زده ساکن شوند . اول از همه نگاه ها از طرف مردان مسن شروع شد بعد هم رفت و آمدها و پیشنهاد ازدواج مطرح شد. بعد هم یکی از همسایه ها تهدید کرد که او را می رباید. تحمل مادرش دیگر تمام شد و به ناگارانی گفت که باید ازدواج کند!
- فکر می کنی من تا کی می توانم از دختر زیبایی مثل تو مراقبت کنم؟ من فقط می خواهم که تو در امنیت باشی.

ناگارانی انتخابی نداشت. اولین دختر جوان در روستا نبود که در چنین موقعیتی قرار می گرفت. در حالی که شانه اش را بالا می اندازد می گوید:
- ما این را ازدواج حاصل تسونامی می نامیم. شما دیگر در این منطقه هیچ دختر 16 ساله ای را نمی بینید ولی همسران 16 ساله زیادی را می توانید ببینید
ماه ها بعد از واقعه تسونامی،دختران جوان این منطقه مجبور به ازدواج شدند. بعضی ها به خاطر ترس والدینشان از بی آبرویی که ممکن بود در کمپ ها رخ دهد مجبور به قبول ازدواج شدند و برخی به این دلیل که والدینشان دیگر توانایی مالی برای نگهداری از آنها نداشتند.
فاجعه تسونامی باعث کشته شدن دست کم 4 زن در هر خانواده شد. مردها برای شنا و فرار قویتر از زنان بودند ولی زنان چون می خواستند فرزندانشان را نجات دهند عقب می ماندند و این به کشته شدن آنها منتهی می شد. در حال حاضر وضعیت تعادل بین تعداد زنان و مردان در هر روستا از بین رفته است.
در روستای سلواناکای 16 ساله، 45 نفر به خاطر برگشت موج دریا کشته شدند که از این 45 نفر بجز 3 نفر مابقی همه زنان بودند. پسرعموی وی بعد از تسونامی و کشته شدن مادر بزرگش (تنها زن خانواده آنها) تقاضای ازدواج با او را می کند .
- خانواده پسرعمویم می خواستند که او ازدواج کند فقط بخاطر اینکه از این پس زنی در خانه آنها باشد! من از درخواستشان شوکه شده بودم ولی مادرم شروع به متقاعد کردن من کرد و در نهایت من هم پذیرفتم که پسر عمویم از شیطان که بدتر نیست و به همین خاطر قبول کردم!

یکی دیگر و شاید مهمترین دلیل اینکه خانواده ها دخترانشان را به چنین ازدواج های زودهنگامی وادار می کردند این واقعیت بود که دولت بعد از فاجعه تسونامی 40000 روپیه (920 دلار) کمک هزینه ازدواج به خانواده های مناطق فاجعه دیده می داد. البته این رقم فقط به عروسانی تعلق می گرفت که سن قانونی را داشته باشند (بالای 18 سال).
آماله 16 ساله می گوید: "خانواده من تمام اوراق هویتمان را همراه با خانه و زندگی از دست داده اند. بنابراین وقتی که ماموران خواستار بررسی اوراق هویت من و سن وسال من شدند چیزی موجود نبود. برای همین معلمم نامه ای نوشت که در آن ضمانت می کرد من 18 سال به بالا سن دارم! هیچ کس هم سوال و تحقیقی در این مورد نکرد!" آماله 2 ماه بعد از تسونامی ازدواج کرد. او دیگر هیچ وقت به مدرسه برنگشت و مجبور شد که رویایش را فراموش کند اینکه او می توانست اولین عضو خانواده باشد که می تواند شغل تخصصی پیدا کند.
- اگر من خوب درس می خوندم فکرش رو بکنین چه کارها که نمی تونستم بکنم! من می تونستم مثل شما خبرنگار بشم. حتی فکرش هم من رو ناامید و غصه دار می کنه

پریا 15 ساله با جوان 19 ساله همسایه ازدواج می کند. پسر ماه ها بدنبال دختر بوده ولی قبل از تسونامی دختر اصلا در فکر و خیال ازدواج نبوده. یک روز بعد از فاجعه تسونامی، پسر وارد اتاق دختر در کمپ می شود و او را مجبور به رابطه جنسی می کند. بعد از این دیگر امکان "نه گفتن" برای دختر باقی نمی ماند. روستائیان جشن عروسی برپا می کنند و او را به خانه بخت می فرستند که با شوهر جوانش زندگی کند شوهری که تنها پس از چند ماه زندگی از همسر فعلی خود خسته می شود!
- فکر کنم بزرگان روستا پول کمک هزینه دولت را دریافت کردند. ما که حتی رنگش را هم ندیدیم!

ناگارانی هم ذره ای از پول اهدایی دولت به دست خودش نمی رسد. مادرش 50000 روپیه (1150 دلار) برای ازدواج دخترش وام می گیرد، مادری که دیگر توان محافظت از فرزندش را از خطر احتمالی دست درازی پسران جوان ندارد و ناگارانی هم نمی تواند با تصمیم مادرش مخالفت کند. مدت کوتاهی بعد از ازدواج ناگارانی، دو تن از دوستانش در کمپ مورد آزار جنسی قرار می گیرند و به همین خاطر تصمیم به خودکشی می گیرند. از ناگارنی می پرسم که آیا همسرش را دوست دارد؟ در جواب می گوید:
- آیا او را دوست دارم؟ موضوع اصلا دوست داشتن و نداشتن نیست. این کاری بود که من مجبور به انجامش بود.

هیچ کس نمی داند چند ازدواج زیر سن قانونی انجام گرفته است. از بین 150 ازدواج صورت گرفته پس از تسونامی در روستایشان، ناگارانی 20 مورد دختران کم سن و سال را می شناسد.
- همه آنها دوستان و همکلاسیان من بودند.
این را ناگارنی می گوید در حالی که به اطراف اردوگاه و دختران لاغر و جوان ساری پوش اشاره می کند، لباسی که مخصوص زنان متاهل است.
در فاجعه تسونامی تعداد زیادی از مردم جانشان را از دست دادند، برای همین در حال حاضر چشم انتظار همه به این عروسان جوان دوخته شده و نوزادانی که بزودی به دنیا می آورند. ناگارانی می گوید:
- بزودی همه ما کودکانی را بدنیا می آوریم و مادر می شویم و بعد از آن تمام آرزوهایی که تا به حال برای زندگی داشتیم فراموش می شوند.




یک سوال این است که اگر به علت حادثه ای مردان زیادی کشته می شدند، آیا هیچ
اجباری برای ازدواج پسران جوان با بیوه زنان بوجود می آمد؟! یا اینکه این بهایی است که فقط زنان باید آن را بپردازند؟



........................................................................................

Friday, June 10, 2005

مشخصه های کلی فصل تابستان در ژاپن


فصل باران
梅雨 = Rainy Season


باشروع ماه ژوئن، بادهای مرطوبی از سمت جنوب به شمال ژاپن شروع به وزیدن می کنن و این شروع بارانهای فصلی در ژاپن رو به ارمغان می آره! که حدود یک ماه هم طول می کشه. تقریبا بیشتر روزها ابری و بارونیه. ولی در این مدت هم گلهای قشنگ آجی سای فصلشون شروع می شه. بعد از پایان فصل بارون تابستون شروع می شه و بدنبالش هم روزهای گرم و مرطوب تابستونی. همونطور که در بهار ژاپن به معنای واقعی یک بهشت تمام عیاره، در تابستون هم تبدیل به یک جهنم سوزان می شه!!


فستیوال تاناباتا
七夕 = Star Festival


تاناباتا یا جشن ستاره در روز 7 جولای برگزار می شه. این جشن تاریخش برمی گرده به یک افسانه چینی. در این روز شاخه های درخت بامبو رو با رشته کاغذهای رنگی تزئین می کنن و هرکس هر آرزویی داره روی کاغذ می نویسه و به درخت آویزون می کنه. در شب هم این درخت رو به رودخونه می سپارن. (بعضی ها هم بخاطر جلوگیری از آلوده شدن آب رودخونه، بجای انداختنش به آب اونو می سوزونن)


برنامه های آتش بازی
花火 = Fireworks

تابستون که شروع می شه، برنامه های آتیش بازی هم یواش یواش در هر شهر شروع می شن. تقریبا هرشب در هر منطقه و محله ای برنامه دارن و هر کدوم هم سعی دارن که نوآوری هایی در اجرای برنامه نشون بدن و شکل های جدیدی رو در آتیش بازی خلق کنن. در کنار برنامه هم معمولا بساط بخور بخور و بنوش بنوش هم به راهه. کلی دکه و مغازه برپا می شه و از شیر مرغ تا جون آدمیزاد رو می فروشن!



غذای رشته ای سومِن
そうめん = Thin wheat noodles


تابستون در ژاپن فصل خیلی گرم و مرطوبی هستش. برای فراموش کردن این گرما، ژاپنی ها در این فصل به خوردن غذاهای سرد بیشتر رو می آرن (مثل خودمون که تو تابستون بیشتر طرفدار آبدوغ خیار و یخ در بهشت و ... هستیم). یکی از غذاهای محبوبشون هم رشته های سومِن و سوبا هستش.عکس زیر غذای سومن رو نشون می ده.






........................................................................................

Thursday, June 09, 2005

راه یافتن ایران به جام جهانی آلمان مبارک باشه.
ديدار دو تيم ملی ايران و بحرين در ادامه رقابتهای دور مقدماتی جام جهانی 2006، با گل محمد نصرتی يک بر صفر به سود ايران پايان يافت که با اين نتيجه ايران به جام جهانی 2006 آلمان راه يافت.
منبع خبر
دیدن پرچم های رقصان ایران، شادمانی مردم و آتیش بازی در ورزشگاه برای من یکی که واقعا لحظات لذتبخشی بود. حتما امشب هم کلی برنامه جشن و پایکوبی تو خیابونها برقراره.
این پیروزی شیرین برای همه مبارک باشه. زنده باد ایران و ایرانی و تیم ملی ایران!




........................................................................................

Monday, June 06, 2005

مشخصه های کلی فصل بهار در ژاپن


فستیوال روز دختر (هینا ماتسوری)
雛祭り= Girl’s Festival

سوم مارس هرسال به عنوان روز دختر در خونه هایی که فرزند دختر دارن جشن گرفته می شه. عروسک های قشنگ هینا که نماد امپراطور و ملکه هستن رو همراه با شکوفه های هلو به عنوان تزئین در خونه قرار می دن. و شیرینی های سنتی ژاپنی هم با آروزی شادی و سلامتی فرزندشون در جلوی این عروسک ها قرار می دن.



تماشای شکوفه گیلاس
花見= Cherry blossom viewing
از اونجایی که شکوفه گیلاس برای ژاپنی ها اهمیت و ارزش ویژه ای داره با شروع فصل شکوفایی ساکورا (شکوفه گیلاس)، ژاپنی ها بیشتر اوقات ایام تعطیلشون رو همراه با خانواده، دوستان یا همکاران به پیک نیک و تماشای شکوفه های گیلاس می رن. در گذشته باور مردم بر این بوده که خدا در داخل درخت گیلاس حلول کرده و مراسم هانامی (تماشای شکوفه گیلاس) هم از جشنی که در گذشته ها به منظور دعا برای برداشت خوب محصول صورت می گرفته نشات گرفته (سلسله اِدو 1603-1867)


شروع مدارس
入学式= Enrollment Ceremony
در ژاپن فصل شروع مدارس از ماه آوریل آغاز می شه. همینطور شروع سال مالی و اشتغال هم این ماه محسوب می شه.



هفته طلایی
ゴールデン・ウイーク = Golden Week
مجموعه چند روز تعطیل رسمی که از آخر آوریل شروع می شه تا 5 ماه می به هفته طلایی معروفه . در این مدت سفرهای خارجی خیلی بین ژاپنی ها طرفدار داره.



........................................................................................

Home